شازده کوچولوی ما، امین آراد

خرید بک لینک
امسال 7 سالت تموم شد و شما از مرز کودکی گذشتی. اگرچه تا الان هم زیاد کودک نبودی و بلوغ فکری و رفتاری از همون سنین کودکی کاملا در تو مشاهده می شد الان دیگه به نظرم خودت هم تمایل به بزرگ شدن داری. تنها نشانی که از دوران کودکی در تو باقی مونده بود عدم توانایی شما برای مستقل خوابیدن بود. با اینکه از همان سنین کودکی من و بابا کلی تلاش کردیم تورو تنها بخوابونیم ولی هرچه بیشتر تلاش می کردیم کمتر موفق می شدیم و تو کوچولوی دوست داشتنی و عزیز دل من حسابی بغلی بودی و دوست داشتی همیشه تو بغل من بخوابی. اگر چه منم از بودن کنارت و خوابیدن توی بغل و اون بعل کردنهای لذت بخشت حسابی کیف می کردم ولی نگرانت بودم که مبادا این رفتار در تو به عنوان یک ضعف و عادت اشتباه باقی بمونه.در بهترین حالت شما دو ساعت تنها تو اتاقت می خوابیدی و نصفه شب صدای پات بود که سمت اتاق ما و آغوش من شنیده می شد. واقعا توی این مورد احساس عجز می کردم و نگران بودم یکبار گفتم آراد به نظرت من چه کار کنم تو شبها کامل تو اتاقت می خوابی تو یه مقدار فکر کردی و گفتی من امسال دلم یک جشن تولد درست و جسابی می خواد و می خوام امسال دیگه نگید کرونا هست و تو خونه و خانوادگی جشن می گیریم. خواستی در ازای یک جشن تولد مفصل همراه با فشفشه و آتش بازی و .... این عادتو کنار بزاری. در همین راستا با هم قول و قرار گذاشتیم که این 5-6 ماهی که تا تولدت مونده را خودت تنها تو اتاقت بخوابی و در ازاش ما تولدی که می خوایم بگیریم. و قرار شد اگر حتی فقط یکبار پاتو تو اتاق ما گذاشتی تولد کنسل بشه. راستش آراد خان کن که تقریبا مطمئن بودم که شما حتی اگر بخوای هم نمی تونی تمام شبهارو تنها بخوابی هرچی گفتی قبول کردم و حسابی خرج گذاشتم رو دست خودم ولی در کمال ناب شازده کوچولوی ما، امین آراد...

ما را در سایت شازده کوچولوی ما، امین آراد دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 152 تاريخ: پنجشنبه 31 شهريور 1401 ساعت: 12:17

امسال تصمیم گرفته بودی از کلاس اول به سوم جهش کنی و کلاس دوم را تابستون بخونی. البته جهش برای شما چیز جدید و عجیبی نبود شما در مهد کودک هم همش وارد کلاس بزرگترها می شدی و کل سالت را با اونها می گذروندی. در یک سال و نیمگی در مهد دوست نداشتی در قسمت شیرخوار بمونی و مربی های مهد می گفتن تو را د رکلاس نوپا که مخصوص بچه های بالای دوسال هست می برن. یکبار معلم مهدت می گفت این بچه عجیب می فهمه و کارای عجیب می کنه که همه مارا انگشت به دهن کرده. می گفت قبل از اومدن شما متوجه می شه قرار هست بیاین دنبالش وسایلاشو جمع می کنه و دم در منتظر می مونه و بلافاصله شما میاین و می گفت اسم همه حیوونها را بلده و رنگهارو ازش می پرسیم غیر از فارسی به انگلیس هم می گه و جالب بود که اینارو خودت از تلوزیون یاد گرفته بودی با همون یک ساعت در روز که تلوزیون می دیدی. مشاور مهد خواست مقداری بزرگتر شدی ازت تست هوش بگیریم. بعد از دو سالگی شما ما اومدیم شیراز و تو مهد شیراز هم شما بجای موندن تو مهد سر کلاس پیش 2 می رفتی و برای خودت سر کلاس بچه های 4-5 سال می نشستی. سال بعد یعنی در سه سالگی پا به پای بچه های 5 ساله پیش 1 را گذروندی و همه موارد را یاد می گرفتی در 4-5 سالگی خوندن و نوشتن را تو خونه یاد گرفتی بدون مدرسه و معلم و وقتی رفتی کلاس اول تقریبا همه چیز را بلد بودی. کلاس اول هم اصلا تحمل بودن با همکلاسیهاتو نداشتی و می گفتی اینا خنگن و نمی فهمن و سر این قضیه که معلمت یه مطلب را چندبار توضیح می داد حسابی کلافه و عصبانی می شدی. و می گفتی من می خام کلاس دوم را خودم تو حونه بخونم برم کلاس سوم. من با مشاورها صحبت می کردم اغلبشون به شدت مخالف جهشی بودن ولی یکیشون یک حرف جالبی زد گفت جهشی را برای هیچ کی توصیه نمی ک شازده کوچولوی ما، امین آراد...

ما را در سایت شازده کوچولوی ما، امین آراد دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 810 تاريخ: پنجشنبه 31 شهريور 1401 ساعت: 12:17

آخرین داستان چند روز گذشته را هم برات بنویسم و برم بخوام فردا صبح زود باید سرکار باشم و کلی مار و جلسه در انتظارمه. همیشه می گن وقتی برای انجام کاری متمرکز بش موفق می شی و البته این ویژگی من هم هست تا کتری را که می خوام انجام ندم و نتیجه نگیرم دست بردار نیستم.ماجرا از آنجا شروع شد که در سفر چند ماه پیش اواخر اردیبهشت به تهران با دایی مجتبی رفته بودیم ایران مال. دایی وترد یک مغازه الکترونیک شد و قیمت یک مدل پهباد را پرسید. آخه برای تبلیغات بیزینسش به فیلم برداری با پهباد نیاز داشت و تصمیم داشت یکی بخره. قیمت اون پهباد 18 تومن بود ولی دایی نخرید چون اون پهبادی که می خواست نبود. از مغازه بیرون اومدیم. . ظاهرا همه چی تموم شد. سه ماه بعد در حالی که چند روز مونده بود به تولدت گفتی مامان من برا تولدم به چندتا چیز اجتیاج دارم تو و بابا کدومش را برام می خرید. گفتم به چه چیزهایی نیاز داری رفتی کاغذ خودکار آوردی و لیست کردی. توی لیستت نوشتی پهباد، پیانو، گوشی موبایل. لیستتو خوندم گفتم پهباااااد؟!!!!! می خوای چه کار کنی گفتی لازم دارم و یکی می خوام گفتم پسرم به نظر من که شما الان پهباد زیاد نیاز نداری و واست زوده بذار چندسال بزرگتر بشی بعد برات می گیریم. گفتم موبایل هم که حتی اگر کسی واست بگیره اجازه استفاده نداری فعلا با همین موبایلی که اری واست کفایت می کنه و صلاح نمی بینم بچه به سن شما موبایل پیشرفته اشته باشه. می مونه پیانو که واقعا لازم داری و اونو برات می گیریم. الان 3 سال کلاس موسیقی می ری و بلز و پانو که پیش نیاز پیانو بود را گذروندی تا به پیانو برسی و الان جند ماهی هست که وارد ساز پیانو شدی. قرار شد برای خرید پیانو تلاش کنیم و برا تولدت پیانو بگیریم که گرفتیم. بعد از جشن تولدت ت شازده کوچولوی ما، امین آراد...

ما را در سایت شازده کوچولوی ما، امین آراد دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 403 تاريخ: پنجشنبه 31 شهريور 1401 ساعت: 12:17

صفحه بندی